نیامدنت

نیامدنت
اردیبهشت م را بی اعتبار کرد‌؛

حیفِ خیابان هایی که
بی تو نرفتم ..
قدم هایی که
بی تو نزدم ..
شکوفه هایی که
بی تو عطرشان مستم نکرد
حیف از باران که بود و
تو نبودی ..

حیف ..
حیف از اردیبهشت که
بی تو گذشت ...


#باران_قیصری


1338
دیدگاه ها (۱۶)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p56جیمین از جاش بلند شد. قدم‌هاش آهسته بو...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

رز آبی پارت ۳

داستان عاشقانه جدید

معامله p18درهای اتاق با عجله باز شد.چند پزشک وارد شدند و تجه...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³²ویو میکا_____چند دقیقه...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط