شبی تاریک و طوفانی، شرایط فوق بحرانی

شبی تاریک و طوفانی، شرایط فوق بحرانی

جهان سرد و زمستانی، چرا با ما نمی مانی؟

نوشتم نامه که ای مَرد، شرایط سخت شد، برگرد

تو رفتی با دلی پردرد، چرا نامه نمی خوانی؟

تو رفتی عقده ها وا شد، شبش چه وحشت افزا شد

من اما قامتم تا شد، دو چشمم خیس و بارانی

دوباره ظهر عاشورا، دوباره داغ بر دلها

دوباره قصه ی سرها، و آن دجال سفیانی

به جای اسبها پهپاد، به جای نیزه بمب افتاد

و قاسم باز شد داماد، چه وصل داغ و سوزانی!

دوباره دست و انگشتر، دوباره قصه اَشتَر

و زخم و خنجر و نشتر، ولی این بار کرمانی!

هنوز اطرافمان بسیار، هزاران یاغی و اشرار

سگان هار و صد کفتار، نرو سردار ایرانی

تو رفتی با تن صدچاک، از این عالم بر آن افلاک

و از خونت در این خاک، فقط جوشد سلیمانی

عدو بیهوده می کوشد، که نامت را فرو پوشد

ببین از خاک می جوشد، همه مختار ایرانی

اگر چه گشته ای پرپر، ولی در نزد پیغمبر

گرفته در برت حیدر، چه پایان درخشانی

به حکم رهبر دلها، برای انتقامت ما

همه آماده و برپا، همه قاسم سلیمانی

تو بشنو کاخ شیطانی، که نزدیکست ویرانی

سلیمانیست قاآنی، و قاآنی سلیمانی


#قدس_خونبهایت
. #وفاء_لشهید_القدس
. #LoyaltoQudsMartyr
.
📜 #مکتب_حاج_قاسم
دیدگاه ها (۱)

محمدرضا ترکی شاعر،‌ منتقد و استاد زبان و ادبیات فارسی، به تا...

❤️ به #خونخواهی_هنیه_عزیز👇شعرخوانی آقای محمدرسولی در مراسم ا...

حسین جعفری

قصددارم عشق را گریان کنمبا مدد از فاطمه طوفان کنممرد جانبازی...

یادداشت مجدد حاج #سعید_قاسمی در واکنش به بازداشت استاد حسن ع...

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم؟!مونا زارعنامه شماره ۲...

نامه شماره بیست و پنج «قصه ها!»با این‌که چند وقتی هست از ایر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط