صد بار گفتمش

صد بار گفتمش
وسط ِ حرف ِ من نخند
یکبار خندید
بیا عاشقش شدم...!

#فرامرز_عرب_عامری
دیدگاه ها (۱)

زیرکی گفتم ز این احوال زیر لب خندید و گفتصد روزی بود عجب کار...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

اهوازیا

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

📺 مینی سریال «  عاشق رییس مافیا شدم » 🥵🎭┋ژانر : #درام #عاشقا...

پارت ۳۷در وسط جنگ، تهیونگ من را ربود.چشم‌هایم را باز کردم و ...

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: از امروز که وارد شر...

پارت ۸ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه عصر_تهیونگ:به وضوح میتونستم بغض جونگ...

در کلاس چه گدشت ::یکی هست کلاس چهارمیه این هی میپره وسط حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط