رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۱۶

دیانا، آب هویج و آب سیب رو خوردم دوباره دراز کشیدم

ارسلان، چرا باز خوابیدی

دیانا، حال ندارم

ارسلان، داروهاتم بخور بخواب

دیانا، داروهامو خوردم دوباره دراز کشیدم که به خواب عمیقی فرو رفتم

ارسلان، رفتم براش سوپ درست کنم

..... ۲ ساعت بعد .....

دیانا، باصدای زدن های ارسلان بیدار شدم

ارسلان، برات سوپ درست کردم بخور

دیانا، من سوپ دوست ندارم

ارسلان، بخور هم خوش مزس هم خوبت میکنه

دیانا، نه سوپ خیلی بد مزس

ارسلان، یه قاشق بخور بدت اومد دیگه نخور باشه

دیانا، باشه

ارسلان، یه قاشق بهش دادم خورد

دیانا، چقدر خوش مزس خودت درست کردی

ارسلان ،دیدی گفتم بله خودم درست کردم

دیانا، آفرین

ارسلان، کل ظرف سوپ رو قاشق قاشق دادم خورد

دیانا، مرسی
دیدگاه ها (۰)

رمان ملک قلبم پارت ۱۷ارسلان، خواهش میکنم دیانا، ساعت چنده ار...

رمان ملک قلبم پارت ۱۸دیانا، رفتم نشستم رو صندلی ارسلان، رفتم...

رمان ملک قلبم پارت ۱۵ارسلان، پاشو بریم دیانا،دستمو گرف کمکم ...

بچها ب کش مو های دست دیانا و ارسلان توجه کنید😍😍😍امید داشته ب...

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

.. MY DOLL.. ویو ی ا.ت رفتیم لباسامون رو عوض کردیم و اومدیم ...

مافیای قاتل منپارت ۲۵آت:ازت متنفرم جئون(گریه)کوک:فعلا بخواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط