پارت

پارت ۲
از کمر نیکس گرفت و نزدیک خودش کرد و با صدای بم و اروم کنار گوشش زمزمه کرد
-دوباره همدیگه رو دیدیم نیکسی...بنظرت این لباس یکم باز‌ نیست؟
نیکس که دیگه اعصبانی شده بود از لمسا و رد کردن خط قرمزاش عقب کشید و محکم ولی اروم گفت
-بهتون هیچ ربطی نداره اقای خواننده
و بعد اونجا رو ترک کرد تا به کاراش برسه.ویکتور همینجور که به جای خالی نیکس خیره بود با خودش گفت
-او پس دوست دختر ایندم همینقدر حساسه
و بعد با خودش خندید و رفت سمت موتورش و به حریفش نگاهی انداخت.اونطرف نیکس بود که داشت نگاه میکرد چطور خواننده ی‌مورد علاقه اش رو به یکی از مافیا های امریکا که الان حریفش بود بسپره که یکی از تماشاچیا داد زد و گفت
-هی دختره بگو دیگه اون کلمه ی فاکی رو
نیکس با صدایی بلند گفت
-تو ام ببر اون صدای لعنتیتو
و مرد رو خفه کرد و تیر هوایی رو زد و مسابقه شروع شد.برای اولین بار بود که تو زندگیش استرس داشت و میترسید هنگام مسابقه اون مافیای احمق بلایی سر ویکتور بیاره.همینجور منتظر بود که موتور ویکتور جلوی پاش ترمز کرد.اون خط پایان رو رد کرده بود و بعد از چند ثانیه رقیبش هم رسید.خیره به ویکتور بلند داد زد
-برنده ی این مسابقه ویکتور
و خواست پول هارو بده بهش‌‌که ویکتور گفت
-نظرت چیه بجای این پولا یچیزه دیگه به عنوان جایزه بهم بدی؟
-مثلا چی؟
-یه دیت
-یه دیت!؟
-اره یه دیت چیش عجیبه.ما خیلی وقته که همو میبینیم و اشکالی نداره باهم بریم یه کافه ای جایی...شاید نیمه ی گمشده ی هم بودین
نیکس از جوابش مطمئن نبود پس گفت
-نمیدوم ولی اگه میخوای شماره ات رو بده بهت خبر بدم...فعلا هم این پولارو ببر اینجا موندنش فایده ای نداره
-اوکی
اون شب تموم شد و نیکس با شماره ی ویکتور برگشت خونه.کل تایم برگشتن به خونه و قبل خواب رو داشت به پیشنهادش فکر‌میکرد.ادم بدی نبود.راستم میگفت چندین باره همدیگه رو تو کلابا دیدن.بهشم نمیخوره که لاشی یا هر چیز دیگه ای باشه.یکدفعه مثل برق گرفته ها بلند شد و گوشیش رو از میز کنار تختش برداشت و صفحه ی‌ چت خودش و ویکتور رو باز کرد و نوشت:
-فردا ساعت ۸ شب همون کلابی که توش میخونی
و بعد پیام رو ارسال کرد.دقیقه ای نگذشته بود که نوتیفی به گوشیش اومد...از طرف ویکتور بود:
-خوشحالم که این شانسو بهم دادی.منتظرتم
و بعد اونشب هردو با ذوق و گرمایی در گوشه ای از قلبشون خوابیدن
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱کراپ مشکی با یه شلوارک جین مشکی پوشیده بود و ارایش تقر...

@aaaa-020فیک نویسه و شیپ اعضا مینویسه و واقعاااااااا حرف ندا...

فیک: Mafia Jungkook پارت : ۴بالاخره گلوریا قبول کرد و ویکتور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط