دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ایی کوتاه و صدایی شنیدم ک

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ایی کوتاه و صدایی شنیدم که مرا لرزاند !!
صدای خنده ی “خدا” را شنیدم ، واضح تر از صدای نفس هایم …
.
هم اکنون به جمع ما بپیوندید

#تلگرام_خدا

#کلیک_کنید_PLZ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓

https://telegram.me/jhmvd
دیدگاه ها (۱)

خدایا….یا نوری بیفکن ، یا توری…ماهی کوچکــت از تاریکی این اق...

خدایا ما را ببخش بخاطر همه درهایی که زدیم،و هیچکدام خانه تو ...

خداوندا …دقیق یادم نیست آخرین بار کی خود را پیدا کردم …اما خ...

خدایادر ۲ راهی زندگی امتابلوی راهت را محکم قرار بدهنکند که ب...

سلامممممامیدوارم که عالی باشینبدون معطلی من با پارت جدید اوم...

پارت ۳۵نفسم می‌لرزید.اشکام بند نمیومدن و قلبم اونقدر درد میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط