آنقدر دوستتدارم که

آنقدر دوستت_دارم که
یادم نمی آید از کجا شروع شد!
داستان ما نه شروع دارد و نه پایان !
تو یکهو پایت را
همان جایی گذاشتی که باید میگذاشتی!!
دیگر هم از من نپرس تا کی دوستم داری؟!
مگر میشود جلوی راه اقیانوس ها را بست!!
مگر میشود جلوی خورشید
چیزی قرار داد که دیگر نتابد!!!
برای دوست داشتن های من
هیچ پایانی وجود ندارد!
اگر تو نباشی و حتی اگر تو نخواهی!
این نویسنده داستان خودش را مینویسد!!
دیدگاه ها (۳)

هر دو دزدیم مگه نه؟

پرنده‌ات هستم‏تا آن‌هنگام‏که قفسم نباشی ...

بارها در نوشته هایمدوست داشتنت رافریاد زده اماما افسوسکه نیس...

تنها اشتباه حضرت نوح این بود که آدما رو هم سوار کشتیش کرد:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط