.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³.

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³.
..𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..
~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~

( بوسان__شنبه__ساعت 𝟔:𝟑𝟎 عصر، پشتِ بوم)


به آرومی لوله‌ی سرِ اسلحه‌ی تک تیراندازِ 𝐒𝐑_𝟐𝟓 رو رویِ هدفش تنظیم کرد و یک چشمش رو بست، و با چشم بازش از طریق لنز دوربین حرکتِ اون مَرده چاقِ آلمانی رو دنبال میکرد که دود سیگارش رو بیرون میداد و لپ تابِ بزرگ نقره‌ای رنگش رو زیر بغلش نگه داشته بود.


انگشتش رو سمت هدست ارتباطیش برد و بعدِ لمس کردنش، خیره به هدف گفت:

_ فرمانده هدف تو تیررسه..شلیک کنم؟


طولی نکشید که صدایِ سرد و جدیه فرمانده اش تو گوشش پیچید:


_ شلیک کن..


بعدِ اتمام جمله‌اش انگشتش رو رو ماشه فشار داد و گلوله بی صدا از لوله رها شد و به سرعت به قلبِ اون مردِ چاق اصابت کرد‌.

ثانیه ای بعد تمام اون بادیگارد ها و آدم هایِ بی عرضه‌ای که کنارش بودن سمتش هجوم بردن.
باد به آرومی موهایِ قهوه ایش رو تکون میداد که اسلحه رو با احتیاط عقب کشید، و با لمس دوباره‌ی هدست اعلامِ وضعیت کرد:

_ ماموریت انجام شد فرمانده...برگردم؟


پاسخِ کوتاه و قاطعِ فرمانده، تو گوشش خش‌دار پیچید:

_ برگرد.


بعدِ قطع ارتباط با تک تیرانداز، نگاهی به ساعت مچیش انداخت..انگار داشت ثانیه ها رو میشمرد، دستش رو پایین آورد و به مأمورِ روبروش که به چشمایِ سردِ خودش زل زده بود نگاه کرد و آروم گفت:

_ جِیم..به محض اینکه محموله رو از عمارت برداشتی برمیگردی اینجا

جِیم دسته‌ی اسلحه‌ی نورینکو اش رو محکم چسبید و با احترام سرش رو پایین انداخت و گفت:

_ فهمیدم فرمانده...چقدر زمان داریم؟


فرمانده دستاش رو پشتش در هم قفل کرد و با نگاهی تیز و یخ زده بهش خیره شد:

_ یک ساعت زمان داری تا اون لپ‌تابی که بعدِ مرگِ رئیسشون تو عمارت، داخلِ اتاقش تو قاوصندوق گذاشتن رو برداری و برگردی!


مامور آهسته براق دهنش رو قورت داد، به نظر ماموریت سختی رو در پیش داره، با این حال اگه خطایی ازش سر بزنه و کوچیک ترین اشتباهی اون رو از هدفش دور کنه، روز های سخت تر از این رو در پیش رو داره.
پس سرش رو بار دیگه با احترام پایین انداخت و گفت:

_ دریافت شد فرمانده!

و به سرعت از جلویِ ون مشکی شون که باهاشون به اینجا اومده بودن دور شد.

ادامه دارد...
شرط: لایک ۱۰۰ کامنت ۴۰
دیدگاه ها (۹۵)

فالو شه..@maaa_taa_jaaa

فالو شه..@jimin_mynhe

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~آروم اسلحه رو به پشت کمرش برد، و در ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~نور ضعیفِ لامپِ بالای سرشان، میان غب...

فیک جیمین دو پارتی (وقتی خوناشام بود)پارت آخر (غمگین)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط