من زخم های بینظیری به تن دارم اما تو مهربان ترینشان بودی

من زخم های بی‌نظیری به تن دارم اما تو مهربان ترینشان بودی ،عمیق ترینشان ، عزیزترینشان، بعد تو ادم ها تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند، به قلبم نرسیدند.
بعد تو ادم ها تنها خراش های کوچکی بودند که تورا از یادم ببرند، اما نبردند…
دیدگاه ها (۰)

یاسمین....خیلی شبیمه دیقن وختی میبینمش یاد خودم‌میوفتم.با بز...

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی...

‏کاش مثلا آدم وقتی یکیو خیلی دوست داره برای ابراز حجم زیاد ع...

چه خوب است که دیگر کاری به کار هم نداریم. من و تو با هم از د...

باید فراموشت کنم؟فراموشت کنم؟ یعنی باید چیزی رو که از ته قلب...

عاشقانه های شبنم با مادرم زهرا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط