که در کوی   تو مسکین و فقیریم

که در کوی   تو مسکین و فقیریم
رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم
خاریم و طربناک تر از باد بهاریم
خاکیم و دلاویزتر از بوی عبیریم
از نعره مستانه ما چرخ پر آواست
جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم
از ساغر خونین شفق باده ننوشیم
وز سفره رنگین فلک لقمه نگیریم
بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند
آیینه صبحیم و غباری نپذیریم
ما چشمه نوریم ، بتابیم و بخندیم
ما زنده عشقیم ، نمردیم و نمیریم
همصحبت ما باش که چون اشک سحرگاه
روشندل و صاحب اثر و پاک ضمیریم
از شوق تو بی تاب تر از باد صباییم
بی روی تو خاموش تر از مرغ اسیریم
آن کیست که مدهوش غزلهای رهی نیست ؟
جز حاسد مسکین که بر او خرده نگیریم …!
دیدگاه ها (۵)

هرچند که در کوی   تو مسکین و فقیریمرخشنده و بخشنده چو خورشید...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_شانزدهمهر چند که در کوی تو مسکین و فق...

...هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریمرخشنده و بخشنده چو خورشی...

✿ چشمهٔ نور ✿ هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم رخشنده و ب...

✿ چشمهٔ نور ✿ هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم رخشنده و ب...

🔱پادشاه جهنم خودباش نهکارگر بهشت مردم 🎭✿ چشمهٔ نور ✿ هر چند...

تغییرو !!

ولی وقتی النی اوروچ رو سالم دید :)!

جذابیت مرت واقعا ستودنیه :)!

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط