پسر داییم رو (۶سالشه) بردمش مسجدوقتی نماز تموم شددست بغل

پسر داییم رو (۶سالشه) بردمش مسجدوقتی نماز تموم شددست بغل دستیشو گرفت و جای اینکه بگه خدا قبول کنه گفت :" لایک برادر لایک "هیچی دیگه من که اون لحظه در افق محو شدم بغل دستیشم از شدت خنده داشت موکت رو گاز میزدو جمعی از نمازگزاران به دیار باقی شتافتند
دیدگاه ها (۴)

the final act of love/چندپارتی

پارت ۴ #پشت غرورت روز بعد، اِما طبق معمول زودتر به مدرسه رسی...

پارت دوم ادامه سناریو قفل آبی

پسر داییم رو (۶سالشه) بردمش مسجدوقتی نماز تموم شددست بغل دست...

پسر داییم رو (۶سالشه) بردمش مسجدوقتی نماز تموم شددست بغل دست...

پسر داییم رو (۶سالشه) بردمش مسجدوقتی نماز تموم شددست بغل دست...

پسر داییم رو (۶سالشه) بردمش مسجدوقتی نماز تموم شددست بغل دست...

رفتم یوگا اسم بنویسم، لامصـــب دو به شک بودم حوصلم میشه برم ...

عضو پنجم بلک پینک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط