گفتم ای دل نروی خار شوی زار شوی بر سر آن دار شوی بی ...

گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی بر سرِ آن دار شوی بی بَر و بی بار شوی نکند دام نهد؟ خام شوی، رام شوی؟ نپَری جلد شوی، بی پر و بی بال شوی؟ نکند جام دهد؟ کام دهد، ازلب خود وام دهد؟ در برت ساز زند، رقص کند، ...
دیدگاه ها (۳)

مشغول مردنیم شاید سالهاست که مرده ایم در خواب در بیداری میان...

عشق مانند پاییز و برگ است بی خبر می آید رنڪَارنڪَ می شوی باد...

دین ما مهر تو و مذهب ما خدمت تو ...! تا نگویی که در این عشق ...

صٖبح دیگـر شـد و تـو نقطه ی امید منی بهترین منظـره در زاویـه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط