سلام بر حاج قاسم عزیز.

سلام بر حاج قاسم عزیز.

تو ملت ما را ملت امام حسین (ع) خواندی و این خطاب تو بهانه ای شد تا ملت به خود افتخار کرده و گمان کند حسینی بودن این ملت به آن است که فقط در عرصه سیاست و بعد از آن شهادت طلبی و مبارزه با ظلم قدم بردارد .

ولی هنگامی که به سیره امام آزادگان حسین بن علی (ع) نگاه می کنم می بینم این جمله تو بیش از آن که فقط یک تمجید باشد بیانگر توقعی درست از یک ملت است .

حسین بن علی (ع) نماد مبارزه با یک خط فکری انحرافی در جامعه اسلامی به نام بنی امیه می باشد .

بنی امیه ای که در عالم سیاست به جای حاکم الهی حاکمی را قرار می دهد که از شئونات حاکمیت اسلام هیچ کدام را دارا نیست .

بنی امیه ای که در نگرشش به انسان ، افراد را بر اساس پول و دارایی و مقام می سنجد و تمام روابط فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی و حتی زناشویی اش را بر اساس این ضد ارزش پایه گذاری نموده است و در این نگرش هیچ توجهی به ایمان و اخلاق و شایستگی شخصیتی فرد نشده است .

و بسیاری از نمونه های دیگر .

و جامعه ما که ادعا حسینی بودن دارد در عمل به چه میزان به حسین بن علی (ع) شباهت دارد .

آیا در شرایط فعلی واقعا موقعیت شناس بوده و به بنی امیه های زمان که در انقلاب اسلامی نفوذ پیدا کرده اند پشت پا همیشگی زده است ؟

آیا در نگرشش به انسان در روابط مختلف فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی اش به تفکر انحرافی بنی امیه پشت پا زده است .

آیا در ازدواج و روابط زناشویی اش به دختر و پسرش آموخته به ایمان و اخلاق و شایستگی شخصیتی یک دیگر نگاه کنند و ملاکشان پول و ثروت و مقام یک دیگر نباشد .

آیا در ملت ایران والدین دیدگاهشان در انتخاب داماد دیدگاه پیامبر (ص) بوده است که در هنگام انتخاب داماد به شخصیت و ایمان و ... حضرت علی (ع) نگاه کرد .

آیا دختران این ملت دیدگاهشان در انتخاب همسر دیدگاه حضرت زهرا (س) در زمان ازدواج بوده است که به حضرت علی (ع) به چشم همراه در مسیر بندگی خدا نگاه کرد ؟

آیا پسران این ملت در انتخاب همسر پاکدامنی و عفت دختر نگاه می کنند ؟ آیا در مسیر ازدواج به توکل بر خدا و تلاش خود در راه ساختن زندگی توجه می کنند ؟

حال دیدید جامعه اسلامی ما هنوز تا ملت امام حسین (ع) شدن در همه ابعاد فاصله زیادی دارد .
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🔴 مادرش‌ اینطور‌ نقل‌ کرده‌ که‌ پسرش‌در‌مدت عمرش پنج کار را ...

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :آن وقتی که حضرت به امامت رس...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

🌺حسین بن زید گوید: به امام صادق علیه السّلام گفتم: فدایت شوم...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط