ستارههای دو قلب
ستارههای دو قلب
Part 20
**از زبون دامیان:**
نصفهشب، صدای مشکوک شنیدم. ایمان و امیل بیدار شدن: "رئیس، غریبهست!" دویدم سمت آنیا، بغلش کردم: "بمون پیشم." با هم جنگیدیم، جاسوس رو گرفتیم. دیمین خندید: "تیم عالی!"
**از زبون آنیا:**
ترسیدم، اما دامیان محافظم شد. بابا لوید و یور رسیدن، یوری مشت زد: "تموم!" ستارهمو فشردم، عشقش نجات داد.
**از زبون دیمین:**
دونووان بازجویی کرد، ملیندا چای آورد. "خوب جنگیدین."
**از زبون ملیندا:**
"فرزندام ایمنن." بککی صبح خبر آورد.
**از زبون دونووان:**
"پیروزی اول." اتحاد تست شد.
**از زبون نویسنده:**
جاسوس شکست خورد، عشق دامیان و آنیا نور امید. ماجرای بزرگتر شروع!
Part 20
**از زبون دامیان:**
نصفهشب، صدای مشکوک شنیدم. ایمان و امیل بیدار شدن: "رئیس، غریبهست!" دویدم سمت آنیا، بغلش کردم: "بمون پیشم." با هم جنگیدیم، جاسوس رو گرفتیم. دیمین خندید: "تیم عالی!"
**از زبون آنیا:**
ترسیدم، اما دامیان محافظم شد. بابا لوید و یور رسیدن، یوری مشت زد: "تموم!" ستارهمو فشردم، عشقش نجات داد.
**از زبون دیمین:**
دونووان بازجویی کرد، ملیندا چای آورد. "خوب جنگیدین."
**از زبون ملیندا:**
"فرزندام ایمنن." بککی صبح خبر آورد.
**از زبون دونووان:**
"پیروزی اول." اتحاد تست شد.
**از زبون نویسنده:**
جاسوس شکست خورد، عشق دامیان و آنیا نور امید. ماجرای بزرگتر شروع!
- ۶۲۰
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط