my black rose
my black rose
(رز سیاہ من)
۳سال بعد
(جھت دونستن سن ھا تہیونگ=۲۶ میتسو=۲۱)
میتسو
تقریبا ۳سال از اومدن من بہ کرہ میگذرہ واقعا اینجا بھم خیلی خوش میگذرہ ولی چیزی کہ منو اذیت میکنہ گیر دادنای تھیونگ ھستش ھر کاری میکنم ی چیزی میگہ واقعا دارہ کفریم میکنہ امروز بہ ی مھمونی دعوت شدیم یکی از شریکای بابابزرگ این مھمونی رو برگزار کردہ کارم تموم شدہ بود کامل آمادہ شدہ بودم رفتم پایین کہ ھمہ با صدای کفشای پاشنہ بلندم سمتم برگشتن
جیمین:واووو چہ خوشگل شدہ بانو
میتسو:میدونم۔نیاز نیس بگی( با اعتماد بنفس و کنترل خندہ)
رزان:(خندہ)از دست تو
سولار:این زبونو نداشتی میخاستی چیکار کنی
میتسو:نمیدانم بہ خدااا🤣🤣
تھیونگ:خیلی زیبا شدی میترسم بدزدنت(نیشخند)
میتسو:نگران نباش نمی دزدنم
شوگا:بسہ دیگہ بریم دیر برسیم بابا جلوی ھمہ کلمونو از جا میکنہ(خندہ)
۱:۳۰ساعت بعد
از ون مشکی گرون قیمت بابام پیادہ شدم عمارتی بزرگی بود ولی نہ بہ بزرگی عمارت بابام بہ سمت میزی کہ بابابزرگ و مامان بزرگ نشستہ بودن حرکت کردیم بعد سلام و خوش وبش نشستیم حوصلم سر رفتہ بود رفتم سمت میز نوشیدنی با گوشی ور میرفتم کہ دستی دور کمرم حلقہ شد سرمو برگردوندم با دیدن شخص کنارم خشکم زد
ادامہ دارد
کرم دارم جای حساس میرم ولی بنظرتون اون شخص کیہ بعد دیدن اون شخص قرارہ چہ اتفاقات عجیبی بی افتہ😁😁
(رز سیاہ من)
۳سال بعد
(جھت دونستن سن ھا تہیونگ=۲۶ میتسو=۲۱)
میتسو
تقریبا ۳سال از اومدن من بہ کرہ میگذرہ واقعا اینجا بھم خیلی خوش میگذرہ ولی چیزی کہ منو اذیت میکنہ گیر دادنای تھیونگ ھستش ھر کاری میکنم ی چیزی میگہ واقعا دارہ کفریم میکنہ امروز بہ ی مھمونی دعوت شدیم یکی از شریکای بابابزرگ این مھمونی رو برگزار کردہ کارم تموم شدہ بود کامل آمادہ شدہ بودم رفتم پایین کہ ھمہ با صدای کفشای پاشنہ بلندم سمتم برگشتن
جیمین:واووو چہ خوشگل شدہ بانو
میتسو:میدونم۔نیاز نیس بگی( با اعتماد بنفس و کنترل خندہ)
رزان:(خندہ)از دست تو
سولار:این زبونو نداشتی میخاستی چیکار کنی
میتسو:نمیدانم بہ خدااا🤣🤣
تھیونگ:خیلی زیبا شدی میترسم بدزدنت(نیشخند)
میتسو:نگران نباش نمی دزدنم
شوگا:بسہ دیگہ بریم دیر برسیم بابا جلوی ھمہ کلمونو از جا میکنہ(خندہ)
۱:۳۰ساعت بعد
از ون مشکی گرون قیمت بابام پیادہ شدم عمارتی بزرگی بود ولی نہ بہ بزرگی عمارت بابام بہ سمت میزی کہ بابابزرگ و مامان بزرگ نشستہ بودن حرکت کردیم بعد سلام و خوش وبش نشستیم حوصلم سر رفتہ بود رفتم سمت میز نوشیدنی با گوشی ور میرفتم کہ دستی دور کمرم حلقہ شد سرمو برگردوندم با دیدن شخص کنارم خشکم زد
ادامہ دارد
کرم دارم جای حساس میرم ولی بنظرتون اون شخص کیہ بعد دیدن اون شخص قرارہ چہ اتفاقات عجیبی بی افتہ😁😁
- ۹۶
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط