✨🌷

✨🌷

اوایـل ازدواج‌مـون بـود. بـرا خریـد بـا سـید مجتبـی رفتیم بازارچـه. بیـن راه بـا پدر و مادر آقا سـید برخورد کردیم سـید مجتبـی بـه محـض اینکـه پـدر و مـادرش رو دیـد، در نهایـت تواضـع و فروتنی خم شـد؛ روی زمیـن زانـو زد و پاهای والدینشو بوسـید. ایـن صحنـه برا من بسیار دیدنی بـود. آقـا سـید بـا اون هیکل تنومنـد و قامـت رشـید، در مقابـل والدینـش این‌طـور فروتن بـود و احتـرام آنهـا را تـا حـد بالایـی نگـه مـی‌داشـت...

📚 سال‌نامه یاران ناب، ۱۳۹۳، به نقل از همسر شهید

#سید_مجتبی_هاشمی🌷
#قاسم_بن_الحسن
#شهدا۰۱۲۰

https://eitaa.com/shohada0120
--------------✾•🦋💔🦋•✾-----------------
دیدگاه ها (۰)

😘 بوسیدن پای پدر و مادر🍀همسر شهید سید مجتبی هاشمی:✨اوایل ازد...

خاطره ای از شهید سید مجتبی هاشمی فرمانده و بنیانگذار گروه چر...

#همراه_باشهدا* #همسرش میگفت : همیشه اول تا یازدهم دی ماه مری...

#مثلی_لا_یبایع_مثلهدر مسیر پدرخاطرات کوتاه از شخصیتامام سید ...

خلاصه کوتاهی از زندگینامه شهید علمدارسید مجتبی علمدار در سحر...

نبیه بری: شما، ای امام، در حافظه نسل‌ها و در قامت الگویی جاو...

یه خاطره از گروه فدائیان اسلام در دفاع مقدس

***با وجود طولانی بودن، زیباست و تأثیر گذار؛ ارزش خواندن دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط