چای مینوشیدم...

چای مینوشیدم...
یکباره دلتنگش شدم بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد...
همه با تعجب نگاهم کردند!!!
لبخند تلخی زدم و گفتم «چقدر داغ بود»!
دیدگاه ها (۹)

پسر دختري رو تو پارک ديد عاشقش شد.از احساسش ب دختر گفت و ازش...

bacheha in matno be khatere in gozashtam ke esmam toshe

 یه روز ؛ یه پیرمرد نامه ای به پسرش که زندان بود نوشت ... ...

ﺑﺎ ﺩﺧــــﺘﺮﻯ ﺑــﺎﺵ ﮐﻪ ﻭﻗﺘـــﻰ ﻧﺒﺎﺷــــﻰ "ﺭﻳــــﻤﻠﺶ " ﭘﺎﮎ ﺷﻪ ...

💘⛓️... -داشتم چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ‌:) و اشک د...

عشقی دوبارهp²⁰"ویو یونا"اون دختره عوضی بهم سیلی زدپاشدم و لب...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۶۶به زور و خیلی اروم گفتم منو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط