خون ب دل....

خون ب دل....

خاک ب سر.....

آه ب لب.....

اشک ب چشم....

بی جمال تو چه ها بر من مسکین آمد....
دیدگاه ها (۱)

بوی شعرت طبع خاموش مرا بیدار کردای فدای تک ب تک....اشعار بی ...

ب من هر آنچهدلت خواست بد بگو.....اما.....نگو سفر ب سلامت.......

زن که عاشق میشود شعر از لبانش میخزدبا همان لبها که گاهییار خ...

ب وقت سحر با لبت شروع باید کردب بر کشید بغلت را طلوع باید کر...

آورده خبر راویکو ساغر و کو ساقی؟دوری به سر آمد..از او خبر آم...

•°‹🥀🕊›🏴«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّةَ بِنْتَ ...

آنها شدند از لطف خداییبه راه اسلام کرببلاییجانشان فدا شددل م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط