سخت است

سخت است
انگشت نمای شب بودن
وقتی با نبودنت، یلدا را
به تمام شب هــــای سال
تعمیم می دهی .. تا
حافظ به دستِ مجنونی باشم
در میانِ فال هایی که بگیر و نگیر دارند..


اصلا به من چه که
فصل ها مرتب تحویل می شوند
وقتی بی تو
در هیچ کجای سال دلم خوش نیست..
که فرقی نمی کند
خورشید
در کجای سال غروب می کند..
از آغوش تو که دور افتاده باشم
هر شب، یلدایی می شود به بلندای نبودنت..


بیا
بیا کمی جای من بنشین
و برای تمام دیوارها انار دانه کن..
بیا و عذر یلدا را
از شب هایم بخواه..
بیا..،
من تابِ پشتِ شب ماندن های بی تو را ندارم..
تا جای خالی ات سرد نشده بیا..
این شب ها
تمام شان اجاره ای به شرط تملیک اند..
وقتی هر غروب
در جلد یلدا فرو می روند
آنـــــــــــــــقدر که تو نیستی.. ‍
دیدگاه ها (۵)

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پروانه جان

معرفی فیک: قربانی بعدی Part 1

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : two ویوی جونگ کوک :(بک آپ به پنج...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پروانه جان

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط