من قانعم شبانه به خوابی ببینمت

من قانعم شبانه به خوابی ببینمت
اما فقط بیا که حسابی ببینمت

حسرت به دل شدم ،نگرانم شوی کمی
آن لحظه ای که در تب و تابی ببینمت

با من بگو چگونه تماشا کنم تو را؟
تنها به پشت شیشه قابی ببینمت؟

حالا کویر، مقصد من بی تو میشود
شاید تو را میان سرابی ببینمت

یک شب کنار برکه بیا ،پشت پرده ی
مخدوش و پرتلاطمِ آبی ببینمت

لیلی قصه ای و مرا نیست چاره ای
جز لابه لای کهنه کتابی ببینمت

ای مرغ عشق من نکند لحظه ای، دمی
مقهورِ پنجه های عقابی ببینمت

از زیر پای من، تو بکش چهارپایه را!
تا پشت حلقه های طنابی ببینمت!!!'
دیدگاه ها (۴)

وقتی تو دنیای منی ، درگیر دنیا نیستمدنیا اگه ترکم کنه ، من ب...

......باتو ، بارانیم ......."تو" را بی دلیل دوست دارم،،، ...

ای تو غایب زبرم حاضر جانم شده ایمرحم زخم دل و روح و روانم شد...

هنوز آنقدر عاشقیکه حتی وقتی به من فکر می کنیشعرهایتبوی مرا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط