سکوتت سرد و سنگین است ، من فریاد میخواهم

سکوتت سرد و سنگین است ، من فریاد میخواهم

همیشه رقص موهای تو را ، در باد میخواهم


صدایم در گلو جا مانده بغضم را ، بگیر اما

نفسهای تنیده درهم ، آزاد میخواهم


تمام بوی عطرت را ، فرستادی در آغوشم

نگفتی میکشی من را ، تو را جلاد میخواهم


دلم تاول زده ، در انتظار بوسه ای آرام

به فریادم برس ، با بوسه ات امداد میخواهم


نگاهت را نگیر از من ، چرا دزدانه میخندی ؟!!

من آن لبخندهای موزی و شیاد میخواهم


تو جمعم کن ، هنوزم بی تو من فردم ، نگو بعدا

دو تا زوج کنار هم ، در این اعداد میخواهم


خیالت را نبر هر سو ، که چشمان خمارت رفت

میان دستهای آتشین ، رخداد میخواهم


بگو آن دوستت دارم ، که با تکرار میگفتی

همان ها را که از روی لبت ، افتاد میخواهم


نگاه تلخ من ، از بودنت انگار شیرین است

وگرنه در نبودت ، طاقت فرهاد میخواهم
دیدگاه ها (۵)

میروی ای جان جانان ، تا کجا با ساز دل؟باز هم شعر تــــو و در...

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید...

.کفشهای تا به تا و وصله دار من کجاست؟خاطرات خوب و شیرین بهار...

شاخه را محکم گرفتن این زمان بی‌فایده استبرگ می‌ریزد، ستیزش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط