ناله خیزد ز دلم گاهی و آهی گاهی

ناله خیزد ز دلم گاهی و آهی گاهی
چون به خاطر گذرد یاد نگاهی گاهی .
رخ برافروخته و جلوه کنان می آئی
از کجا راست بگو آفت جان می آئی .

؟؟؟
دیدگاه ها (۱۱)

تو حق نداریعاشقِ کسی بمانیکه سالهاسترفتهتومالِ کسی نیستیکه ن...

ای آنکه طبیب دردهای مایی این درد زحدرفت، چه میفرمایی؟ #مولان...

مثل هر شبهوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگی ام بی خ...

ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻣﺎ ﺑﮑﺸﺪﺗﻨﻪ ﺍﯼ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺯﺩ...

گاه گاهی که به خود می‌نگرم..در دلم جای تورا، یاد تورا می‌طلب...

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ مامطرب بگو که کارِ جهان شُد ب...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط