🤍

🤍
مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری، سیگار می کشیدم 

نبودنت دود می شد

و می نشست 

روی بخار شیشه های کثیف قهوه خانه 

بعد تکیه می دادم به صندلی

چشمهایم را می بستم و انگشتانم را

دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم 

تا بیشتر از یادم بروی...

نامرد اگر بودم

نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما،

نامرد هم نیستم

زنم... و نبودنت،

پیرهنم شده است ! 🥀


_______________________________________________

نه در برابر چشمی ، نه غایب از نظری
نه یاد می کنی از من ، نه می روی از یاد...

حافظ

____________________________________________
دیدگاه ها (۴)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

پارت چهاردهم با شنیدن این حرف، انگار یه بارِ ۱۰ تنی از روی ش...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌ونــهم 𓆪 🖤🥀صدای مرد در تاریکی پیچید.ـ «با...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط