دوباره عشق
دوباره عشق
قرارمان را
در گذرگاهِ گریه ها گذاشت...!
آنجا ڪه بغض
اینهمه رفت و آمد مے ڪند،
چگونه با تو حرف بزنم؟!
چگونه صدایم را بشنوے ؟
اصلا بیا از اینجا
به خلوتِ خنده ها برویم ؛
آنجا ڪه چشم ها صاف و
حرف ها بند مے آید ؛
وَ آغوش آفتابے ات
ابرهاے گریه ام را ڪنار مے زند...
قرارمان را
در گذرگاهِ گریه ها گذاشت...!
آنجا ڪه بغض
اینهمه رفت و آمد مے ڪند،
چگونه با تو حرف بزنم؟!
چگونه صدایم را بشنوے ؟
اصلا بیا از اینجا
به خلوتِ خنده ها برویم ؛
آنجا ڪه چشم ها صاف و
حرف ها بند مے آید ؛
وَ آغوش آفتابے ات
ابرهاے گریه ام را ڪنار مے زند...
- ۲۸۲
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط