3 تفنگدار )

3 تفنگدار )
پارت ۲۰۳
جونگکوک: جواب بده زود ...
جیمین آنگشت اش را روی صفحه گوشی کشید و روی گوشش گذاشت .. تا لب باز نمود .. صدا ضعیف ای به گوشش خورد صدای مانند گریه و گفته های کمک سخت آب دهنش را قورت داد
جیمین : یوری .. ! .. آلو کجای یوری
پلک زد و نگران بلند شد این بار تهیونگ هم همراهش با نگرانی بلند شد و با ترس گفت
تهیونگ: چی شده ...
جیمین باز هم در از ترس و با صدا بلند گفت : یوری .. آلو کجایین شما ..
ولی حالا تنها صدا بوق به گوشش خورد متعجب ولی همچنین نگران به تهیونگ نگاه کرد ..
جیمین : هیچی نگفت ..
جونگکوک: ته زنگ بزن به اون سوک زود ..
تهیونگ تند گوشیش را برداشت ولی همچنان تنها صدا بوق و در اخر جواب نمی‌داد ... این بار تهیونگ بود که بیشتر از جیمین ترس در وجودش چرخید .. جیمین : یه چیزی شده .. یه ..
جونگکوک: بریم زود ..
هر سه با گام های سریع به سمت ماشین رفتند و سوار شدن .. هر یکی بیشتر از دلش نگران بود .. میترسیدن ولی همچنین محکم به جلو خیره بودن .. چرا که هر یکی در اوج سختی خودشان غرق بودن .. همسر و خواهر هر یکی جونشان در خطر بود ...


میدونم این فیکو دوست نداریند ولی گفتم تا آخر بزارمش
دیدگاه ها (۱۱)

3 تفنگدار )پارت ۲۰۴محکم در ماشین را بهم زد سپس به سمت آسانسو...

3 تفنگدار )پارت ۲۰۴سپس هر دو با گام های آروم و مانند عشق سمت...

( 3 تفنگدار )پارت ۲۰۲لبش را گزید و همچنین از شدت استرس پاش ت...

سلااااااام به همه خفنا دینا واو حالتون خوبه باید تو کامنت ها...

گل خونی پارت 25 کم کم دست تهیونگ رفت توی شلوار جونگکوک که دی...

این کریسمس متفاوته پارت 8رزی. بچه ها پس فردا تعطیلات کریسمس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط