ای فردا

ای فردا
من سوی تو می‌رانم
رنج است و درنگ نیست می‌تازم
مرگ است
و شکست نیست می‌دانم...
دیدگاه ها (۰)

پیش ساز تو من از سِحر سخن دم نزنم ...

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشتکی بود باز که شوری به چمن درف...

دردی‌ست در این سینه که همزاد جهان است ...

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم...

ای نازنین به شیشه ما تو سنگ می زنیخوب می دانم در آخرش تو نی‌...

زمان بی‌کرانه را تو با شمار عمر ما مسنج؛به پای او دمی‌ست , ا...

نام دیگر مرگ ، زیستن در میانکسانی‌ست که رنج تو را کوچک می‌شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط