گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم
دیدگاه ها (۴)

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم پر...

شب شکنم به عشق تو... هنوز ماه من توییعشق تو شد گناه من... رم...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

ز لب سرخ تو یک بوسه تمنّا دارمولی از قهر تو و ناز تو پروا دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط