دوست دارم بروم یک جایی دور از این آشوب ها...

دوست دارم بروم یک جایی دور از این آشوب ها...
دوست دارم بگویی : اما عزیز من
اگر مرهم دردهایت نشدم،
دردت را تقسیم کن...
نصف، نصف.
دوست دارم از همه چیز گذر کنم
همیشه گفتند هر موقع گذر کنی
خدا در بدترین شرایط
و بدترین حست
بهترین حس را میدهد
و من شاید گذر کردم
از آن حس بد
شاید گذر کردم
اما
هیچوقت
هیچوقت
بعضی از زخم ها فراموش نمی‌شوند
هیچوقت...
آدمیزاد است دیگر گاهی مچاله می‌شود در غم ...
بعضی از رنج‌ها را کاش هیچ زنی لمسش نکند اما‌...
نمیشود که تو بروی و من هم در رنجت بمانم نمیشود پس نمی‌مانم.
ومن فقط میتوانم بگویم:
هنوزم برایم عزیزی اما از دور...
دیدگاه ها (۰)

این روزها،سایه هم سایه اش را گم میکنداین روزها نه شب اند و ن...

امام شهیدمون به عربی دعا کردند و ما نفهمیدیم چه دعایی بود و ...

part61 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》 احساس میکنم ات رو توی این عما...

عشق اجباری.......پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط