یه روزی》

یه روزی》
من با الهام از این چی بنویسم آخه...


شرلوک هلمز عزیزم در ثانیه هایی که این نامه را برای تو می‌نويسم در حال مبارزه با قلبم هستم تا دقیقه ای بیشتر در کنارت باشم تا دقیقه ای بیشتر با تو بخندم تورا نوازش کنم و نجوای اسمم را از میان لب هایت بشنوم میدانم چندان وقتی ندارم و گفتنش کمکی نمی‌کند پس تو را نگران نمی‌سازم و ساعات آخرم در حالی که در آغوشم هستی و لبخند به لب داریم می‌گذارنم اگر در حال خواندن این نامه هستی یعنی من در مبارزه شکست خوردم و علارغم میل باطنی خود مجبور به ترکت شدم این را بدان حتی اگر دیگر جسمم در کنار تو نباشد من روح و قلب و عشقم را پیشت جا خواهم گذاشت از انها به خوبی مراقبت کن و خوب زندگی کن زیرا من همیشه در کنارت خواهم ماند جایی در میان قلبت
☆دوستدار تو ویلیام جیمز موریارتی☆
دیدگاه ها (۱۸)

تک پارتیعشقی بدون شرط مکان : دره ی ...ویلیام جیمز موریارتی پ...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۹●•_ویلیام جیمز موریارتی_صبحون...

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

چندپارتی نامجون

فصل اول_آغاز سرنوشت

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط