بچه‌ها گفتم بجای اینکه تک پارتی باشه چند پارتی باشه 💜💙

بچه‌ها گفتم بجای اینکه تک پارتی باشه چند پارتی باشه 💜💙

سلام من ا.ت هستم ۲۵ سالم هستش من دارم میم به مدرسه بعد از در اومد تو و نشستم کنار یکی از بچه ها

بعد از تدریس معلم زنگ تفریح خورد من رفتم تو حیاط یک دستی رو روی شونه هام حس کردم برگشتم دیدم یک پسر با لبخند داره بهم نگاه میکنه بعد یک دفعه گفت

جیمین:سلام! با من دوست میشی؟ اسم من جیمین هست

ا.ت:سلام! باشه باهم دوست شیم اسم منم ا.ت هستش

جیمین: میشه باهام امشب بیای به یک مهمونی ؟

ا.ت:با... با تو من بیام مهمونی؟

جیمین:آره! مشکلی هست ؟ اما اگه دوست داری میتونی باهام بیای زورت نمیکنم 🙂

ا.ت:ساعت چند باید بریم مهمونی؟

جیمین : ساعت ۸

ا.ت:اوکی باشه پس ساعت ۸ میام...راستی شمارم رو بهت میدم برام آدرس رو ارسال کن.

جیمین:نمیخواد خودم میام دنبالت ماشین دارم
ا.ت:آدرس خونه ی منو مگه بلدی؟

جیمین:آره! یک روز تعقیبت کردم.😁😁
ا.ت:باشه، بیا دنبالم

ساعت ۷

دیدم ساعت ۷ هست بخواطره اینه رفتم حمام بعد اومدم بیرون موهامو خشک کردمو یک لباس پوشیدم

ساعت ۸

ا.ت: چرا جیمین هنوزنیامده؟

شرط پارت بعدی ۱۰ تا لایک
۵ تا کامنت
دیدگاه ها (۶)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط