یک بوسه و یک چایهوا هم برفیست

یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیست
با خطبه ی چشمت همه چیزم شرعیست

گرمای تنت چه آتشی بر پا کرد
با بوسه ی تو افتِ فشارم حتمیست...

چشمهای تو عجب کهنه شرابی دارد
به تو وابسته شدن خانه خرابی دارد

آخر از حسرت دیدار تو من می میرم
عاشقی هم بخدا حق و حسابی دارد

تو که از حال دل ِ خسته ی من باخبری
بی تفاوت شدنت، سخت عذابی دارد

قصه ی عاشقی ما دونفر آسان نیست
چون کویری است که در سینه سرابی دارد

مشکل از چشم من و دین و مسلمانی توست
عشق هم آیه و تفسیر و کتابی دارد .....
دیدگاه ها (۴)

تمام کوچه را رفتم شبی بازو به بازویتدلم می‌خواست خان باشی و ...

‌ سلام به خالق بارش دانه های مهربانی باران و برفسلام به صبح...

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت راطوفان شده ام تا بکنم پیرهنت را...

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط