منتظر رخ دادن اتفاقی خارق العاده بودم، اما سالها تباه می

منتظر رخ دادن اتفاقی خارق العاده بودم، اما سالها تباه می شدند و هیچ چیز پیش نمی آمد غیر از آنچه خودم مسببش بودم.. #چالرز_بوکوفسکی
دیدگاه ها (۱)

چه بود آن آهِ عمیق که حتی در مهمانی های شلوغ دست از گریبانِ ...

:)

😑 😂

ای آنکه طبیب دردهای مایی..این درد زِ حد رفت چه می فرمایی؟..

ببخشید که فعالیت نمی کنم

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط