پارت
پارت۵
یونکی گفت
یونگی:میبینم اینجا یک نفر عاشق شده
نامجون:راست میگه
تهیونگ:چ...چی نخیرم
یونگی:منم خرم ندیدم چطوری نگاش میکردیو با مهربونی با هاش حرف میزدی به خدا تو با ما هم اینجوری حرف نمیزنی
تهیونگ:خب مگه چی نگاه کردمش با هاش خوب حرف زدم این دلیل نمیشه که عاشقش شدم
یونگی:چشم پس چرا وقتی نگاش میکردی چشمات برق میزد
تهیونگ:من گفتم که بعد اون لارا هرزه قرار نیست عاشق کسی شم
نامجون:همه که مثل لارا نیستن تهیونگ
تهیونگ:حالا بگذریم بریم سر کلاس الان
اقای لی میاد ببینه نیستیم میکشد مون نامجون:راست میگی😂
و بلند شدیم و رفتیم
(ویو کوک)
داشتیم میرفتیم سر کلاس که جیمین گفت
جیمین:وایییییی یونگی داشت باهام حرف میزد عررررررررررر
جین:خودتو کشتی بچه
جیمین:هیونگ من بچه نیستم بزرگم
جین:چشم با این قدت ندونه فکر میکنه بچه ای جوجه
جیمین:ایش
کوک:حالا دعوا رو تموم کنین بریم سر کلاس
و رفتیم
(ویو تهیونگ)
..........
یونکی گفت
یونگی:میبینم اینجا یک نفر عاشق شده
نامجون:راست میگه
تهیونگ:چ...چی نخیرم
یونگی:منم خرم ندیدم چطوری نگاش میکردیو با مهربونی با هاش حرف میزدی به خدا تو با ما هم اینجوری حرف نمیزنی
تهیونگ:خب مگه چی نگاه کردمش با هاش خوب حرف زدم این دلیل نمیشه که عاشقش شدم
یونگی:چشم پس چرا وقتی نگاش میکردی چشمات برق میزد
تهیونگ:من گفتم که بعد اون لارا هرزه قرار نیست عاشق کسی شم
نامجون:همه که مثل لارا نیستن تهیونگ
تهیونگ:حالا بگذریم بریم سر کلاس الان
اقای لی میاد ببینه نیستیم میکشد مون نامجون:راست میگی😂
و بلند شدیم و رفتیم
(ویو کوک)
داشتیم میرفتیم سر کلاس که جیمین گفت
جیمین:وایییییی یونگی داشت باهام حرف میزد عررررررررررر
جین:خودتو کشتی بچه
جیمین:هیونگ من بچه نیستم بزرگم
جین:چشم با این قدت ندونه فکر میکنه بچه ای جوجه
جیمین:ایش
کوک:حالا دعوا رو تموم کنین بریم سر کلاس
و رفتیم
(ویو تهیونگ)
..........
- ۲.۱k
- ۰۶ مهر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط