به من دروغ بگویید حالا که مفهوم حقیقت تحریف شده. لطفاً کم

به من دروغ بگویید حالا که مفهوم حقیقت تحریف شده. لطفاً کمی برایم هذیان و خیال ببافید اگر مرا کمی از آنچه هست دور می کند. برایم از قهرمان ها، از انسانیت ها، از نجات ها و از معرفت ها بگویید. من باورشان می کنم. قول می دهم روحم هم از این ماجرا خبر دار نخواهد شد که کاسه ای زیر نیم کاسه است. قول می دهم نفهمم که عاقبت یک روز آدم ها آخ این آدم ها غلت می زنند و روی دیگرشان را نشانم می دهند. من حتماً دوست می نامم آنهایی که هنوز دشمنی شان را با چنگ و دندان نشانم نداده اند. حتماً دوست می نامم آنهایی که هنوز خواب آرامم را نا آرام نکرده اند. به من دروغ بگویید. حالا که راستش تحمل حقیقت را ندارم. حقیقت هایی که حتی به خواب هم نمی دیدم و فقط خدا می داند که تحمل استیصال میان این همه حقیقت تلخ چقدر سخت است. می گویند آرام باش و بپذیر. درد دارد این بلوغ، این کامل شدن، این فهمیدن، این پوست انداختن. و من می فهمم. خوب هم می فهمم. اما خدا می داند و فقط اوست که می داند...
دیدگاه ها (۱)

به گمانم آلزایمر گرفته ام. آخر رنگ چشم هایت را به یاد نمی آو...

روبرویم نشسته. دستش را زیر چانه گذاشته و نگاهم می کند. می گو...

این روز ها حالم را فقط تویی که نمی فهمی. تا می رسی به من تما...

عجیب است. عجیب که همیشه همه جا هستی. از خواب که بیدار می شوم...

PT/1                                 مرد روی میز کارش نشسته ...

ملامتم میکنی میدانم ولی انکه درد عشق و جنونش را تجربه کرده م...

#کپشن_مهم 👇🏻😔شهید لاریجانی ...🔹️چند روز پیش با دو نفر از دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط