من

من
چمدانت را گرفته بودم
موج ها را گرفته بودم
هفت و ده دقیقه ی غروب را گرفته بودم
تو اما
از درون راه افتاده بودی.
دیدگاه ها (۲)

Saqi Eshq:هرچیزے اگر رهایش ڪنے پژمردہ میشود بجز قرآن ...

Saqi Eshq:تو را به «خدا»مرا از خودت«جدا» نکن! ای آن که تو مه...

#آرزو

#مهسا

زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو ب...

زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط