قصهی رنگی روز

قصه‌ی رنگی روز
می رود رو به تمام
شاخه ها پژمرده است
سنگ ها افسرده است!
i
دیدگاه ها (۰)

شراب را بدهیدشتاب باید کرد!من از سیاحت در یک حماسه می آیم،و ...

پرتویی لغزد اگر بر لب اوگویدم دل : هوسِ لبخندی است... 👤 سهرا...

به نظر می‌رسد که زندگی مشکل نیستبلکه مشکلات، زندگی‌اند...! 👤...

مثل قبل نشدم هیچ عوض هم شدم قلبم از سنگ شد من تا ی جایی میتو...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

دوباره شب است وهجوم تلخ بی ڪسیآغاز دلتنڪَی واژه هایی پژمردهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط