طلسم چشای بانمکت/p21/فصل ۲

بعد چند دقیقه گردن انیا پر کیس مارک های بنفش شده بود که حتی با دست زدن به اونا هم گردن انیا درد میگرفت 😎😂😂

دامیان انیا رو براید بغل کرد گذاشت رو تخت روش خیمه زد لباشو کنار گوش انیا اورد و اروم جوری که وقتی حرف میزد نفس های گرمش به پوست انیا میخورد زمزمه کرد

دامیان :منو تهدید نکن شاید وقتی بچه بودم ازت مشت خوردم ولی الان دیگه زورت بهم نمیرسه جوجه

انیا :باشه اقای عضله ای حالا برو لباستو بپوش

دامیان روی تخت نشت و گفت

دامیان:عه راست میگی لباس نپوشیدم ولی اول یه بغل بده


انیا:لباس
دامیان:بغل
انیا:لباسسس
دامیان:بغلللل
انیا:مشت
دامیان:کیس مارک
انیا:زهرمااارر
دامیان:ایندفعه دیدی تبدیل به سکس شداااا

انیا پرید بغل دامیان😂😂😂😂😂😂😂😂

دامیان:برنده شدم

انیا: و منم قهر کردم

دامیان محکم انیا رو بغل کرد و چند تا بوس روی کله ی انیا گذاشت که انیا گفت

انیا:باشه باشه حالا برو لباس بپوووووشششششش


دامیان:چرا انقدر اصرار داری

انیا:دامیااااانننن بسه بروووو بپووووشششش

دامیان:باشه باشه رفتم 😂😂😂😂

خب دیگه این دو تا شیپ رو تنها بزاریم بریم سراغ بکی و لوکاس

اون دو تا وقتی که دیگه انیا گفت*باشه الان حوله تو میارم*کمی حرف زدن و یادشون رفت فالگوش وایسن و با غرغر های بکی راه افتادن سمت اتاق خودشون
رسیدن اتاقشون

بکی:من میرم بخوابم*سرد*

لوکاس:الان قهری؟؟؟

بکی:.....

لوکاس:چرا جواب نمیدی؟؟

بکی:......


لوکاس:واقعا ؟؟؟ ببین من قرار نیست نازتو بکشم "با ابهت و بابایی"


بکی:.....

لوکاس:باشه خود دانی من رفتم تکالیفمو بنویسم

^بعد ۵ دقیقه^


لوکاس:بکی قشنگم

بکی:......

لوکاس:قند عسلم

بکی:....

لوکاش:عشقمممممم

بکی:....

لوکاس:باشه پاشو بریم شهربازی

بکی:من حاضرم بریم ددی

لوکاس:مننننن یه سااااععععتتتهههه دادمممم نازتکوو میکشششمممم بعد تو....هووووفففف باشه بزار منم حاظر شم

بکی:باشه*کیوت*☺☺☺


یه پارت دیگه هم میدم
دیدگاه ها (۴)

طلسم چشای بانمکت/p20/فصل۲

تولدمه😊😊😊 کپشن مهم🔪🔪❗❗

بچه ها این پیجم دستم خورد پاکش کردم توروخدا فالوم کنید😭😭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط