باتو من بودم، ولی با دیگران نابود ها!!

باتو من بودم، ولی با دیگران نابود ها!!
باتو از بودن سرودم بی تو ازنابودها

نیمه ی راه آمدی و چند مهمانم شدی
این قرار نیمه کاره، کار ما نابود ها

با کمال میل و رغبت رفتی و رفتم ولی
میل و رغبت ازتو و بامن ولی نابود ها!

لا اقل در رفتنت آرام تر پا میشدی
ناگهانی رفتنت هم بود از نابودها !!

باقی عمرم اگر یک همسفر پیدا کنم
دیگر از بودن نمیگویم، فقط نابودها
دیدگاه ها (۳)

هرچند نوشتند که حبسم ابدی نیستاما چه کنم بهر ضمانت سندی نیست...

هر بار که غرورمو شکست باز بخشیدمش و همون آدم قبلی شدم!اما آخ...

آرزو دارمفقط یکبار سرت را رویسینه ام بگذاریتا تپش نا منظمقلب...

دل من تو شهر سنگی دنبال یه همصدا بودبین این همه غریبه چشمای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط