حرمت نگه می دارم ،

حرمت نگه می دارم ،
اگر نه باید تو را ,
عاشقانه های تو را ،
خاطرات تو را ،
می بستم به بد و بیراه . . . .
باید اصالت تو رامی بستم ،
به نانجیب ترین حرف هایِ رایجِ کوچه و خیابان . . .
فحشِ آدم و عالم را می کشیدم به عشقِ بی صاحبت ، . . .
روزهای بی پدر مادرِ تنهایی ،
شب های لا مروت بی خوابی . . . .
غروب های نحسی که صدای اذان بلند می شود ،
صدای نفرین های مادرم بلند می شود . . . .
سایه ی نبودنت قد می کشد ،
و من تلخ ترین بغض دنیا را تا ته حیاط می کشم . . . .
تا آبرویت را پیش هر کسی نریزم . . . .
خدا ا ا ا ا ا ا یِ من . . . .!!!!
با این همه بدی ،
چقدر هنوز دوستش دارم . . . .
دیدگاه ها (۵)

شعر نمیکند اثر ,مرگ مگر اثر کند ...

بد عادت شده ای . . . ,ما مردهابس که لی لی به لالایت ،لی لی ب...

تحمل دردهایم ،از شانه گـذشت . . . .زانویت را می آوری . . . ....

چمدونش را بسته بودیم،با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود...کل...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 30ویوی ا. تبه تصویر روی صفحه خ...

سناریو بیبی مانستر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط