دوس داشتم شعرے غمگیڽ باشم در گلوی آوازه خوانے دورڱرد
دوس داشتم شعرے غمگیڽ باشم در گلوی آوازه خوانے دورڱرد
و خستگے اݥ خستگے پدری برگشتہ از سفڔ
و شادی ام شادے پسرکے دورڱرد
دور بساط روزانه اش
حالا که حرفی پشت گلویم آݥدہ بگزار از تو هم بگویݥ
دوس داشتم جاے تو بودم
جاے تو رها
بی قید و بند دنیآ
بی ریآ
باصفا
و خستگے اݥ خستگے پدری برگشتہ از سفڔ
و شادی ام شادے پسرکے دورڱرد
دور بساط روزانه اش
حالا که حرفی پشت گلویم آݥدہ بگزار از تو هم بگویݥ
دوس داشتم جاے تو بودم
جاے تو رها
بی قید و بند دنیآ
بی ریآ
باصفا
- ۱۳۸
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط