پارت ۵

پارت ۵
حمایت ⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩

نصف شب بود شوگا از خواب پرید
نگاهی به ا/ت کرد

شوگا :بزار ببینم تبش بهتر شد ؟

دست گذاشت رو پیشونیش

شوگا :چرا اینقدر داغه؟
چرا اینقدر عرق کرده ؟
چرا نبضش اینقدر تنده ؟

شوگا شروع می‌کنه به صدا زدن ا/ت

شوگا :ا/ت...ا/ت....ا/ت چرا بیدار نمیشی ؟
آخه چرا شب عروسی حالت بد شد ؟

ا/ت: چرا ولم نمیکنی (داره توی خواب میگه)
برو از زندگیم بیرون

شوگا زنگ میزنه به برادراش

همه میان خونه شوگا

نامجون :چیکار کردی من که گفتم شر میشه کیه گوش کنه

جیمین :باید ببریمش دکتر

جین :داره ادا در میاره ولش کنید

شوگا:جین بس کن (با داد )

جین :باشه نمیخواد واسه ما غیرتی بشی

میبرنش بیمارستان......

توی بیمارستان

دکتر : چیکار کردید باهاش ؟

شوگا:مگه چی شده ؟

دکتر :

دیگه می‌خوام ادمین بده بشم
تا ۱۰تایی نشیم پارت بعدی رو نمیزارم ⁦ಥ⁠‿⁠ಥ⁩
لایک هم که نمیکنی دیگه خودم می‌دونم ⁦(⁠ᗒ⁠ᗩ⁠ᗕ⁠)⁩
دیدگاه ها (۲)

خب مرسی که ۷تایی شدیم گیلیگیلگیلیگلی سه نفر دیگه بیان پارت ب...

پارت ۶حمایت یادت نره لاولی ⁦;⁠)⁩دکتر:نمیتونم دقیق بگم ولی .....

پارت ۴بچها حمایت کنید دیگه ⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩شوگا:اون پسره کی بود ؟ا/...

پارت ۳پلیز حمایت کنید :)ا/ت: بیا بریم تا بهت نشون بدم شوگا :...

part 3استاد جذاب من

Part29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط