۸من که باور نمیکردم که واقعا حامی تو خواب بوده و متوجه نش
۸من که باور نمیکردم که واقعا حامی تو خواب بوده و متوجه نشده اومده پیشم
ولی خب نمیتونستم چیزیبگم😶
حامی: نادیا من میخوام برم مجتمع اراد تو نمیای ؟
مامان لیلا: نه نه بزار باشه پیش خودم فعلا نره سر کار
حامی: باش، چیزی خواستین زنگ بزنین بخرم تنها نرین
مامان لیلا و من : باشه
مامان لیلا: حالا ناهار چی درست کنم به نظرت نادیا؟
من: اگه اجازه بدین من درست کنم🥲
مامان لیلا : باشه عزیزم دوست دارم دست پختتو بخورم
من: شام هم با اجازتون من درست کنم که مهمون داریم
مامان لیلا: باشه عزیزم ولی خب منم یکمی کمکت میکنم😊
من: چشم🙃
رفتم داخل اشپر خونه و داشتم ناهار درست میکردم مرغ سوخاری درست کردم
مامان لیلا: بههه بهه چه بوی خوبیییی 😍😋
من: حیح🥲قربونتون🥰
حامی و بابا حمید و جانا هم باهم رسیدن
حامی: وااای چه بوییی
جانا: ای جااان چ بوی خوبی
بابا حمید: وای به به😋😋
مامان لیلا: بلههه دست پخت عروسمه😗
ولی خب نمیتونستم چیزیبگم😶
حامی: نادیا من میخوام برم مجتمع اراد تو نمیای ؟
مامان لیلا: نه نه بزار باشه پیش خودم فعلا نره سر کار
حامی: باش، چیزی خواستین زنگ بزنین بخرم تنها نرین
مامان لیلا و من : باشه
مامان لیلا: حالا ناهار چی درست کنم به نظرت نادیا؟
من: اگه اجازه بدین من درست کنم🥲
مامان لیلا : باشه عزیزم دوست دارم دست پختتو بخورم
من: شام هم با اجازتون من درست کنم که مهمون داریم
مامان لیلا: باشه عزیزم ولی خب منم یکمی کمکت میکنم😊
من: چشم🙃
رفتم داخل اشپر خونه و داشتم ناهار درست میکردم مرغ سوخاری درست کردم
مامان لیلا: بههه بهه چه بوی خوبیییی 😍😋
من: حیح🥲قربونتون🥰
حامی و بابا حمید و جانا هم باهم رسیدن
حامی: وااای چه بوییی
جانا: ای جااان چ بوی خوبی
بابا حمید: وای به به😋😋
مامان لیلا: بلههه دست پخت عروسمه😗
- ۲.۵k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط