طبل! بزن، بزن که نابود شدم بر ”تار” غروب زندگی، ”پود” شدم

طبل! بزن، بزن که نابود شدم بر ”تار” غروب زندگی، ”پود” شدم عمرم همه رفت، خفته در کوره ی مرگ آتش زده، استخوان بی دود شدم...
دیدگاه ها (۱)

سهمِ مردم از ثروتِ این خاک، فقر نبود؛ خیانت کردند.• ─────『 ✦...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

سناریو باجی کیسوکه

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

برده عمارت جئون

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط