پارت
پارت 3
ویو ا.ت
بعد از اینکه کوک گوشی پرت کرد گوشیمو و البته خودمو پرت کردن رو تخت و شروع کردم به گریه کردن در حدی گربه کردم که خابم برد.
پایان ویو ا.ت
ویو کوک
وقتی صورت ا.ت رو اون طور زخمی دیدم بهم ریختم و عصبی شدم که کی جرعت کرده بهش دست بزنه و سرش داد زدم..
وقتی فهمیدم اون عوضی زده (بابای ا.ت رو میگه)خیلی بیشتر عصبی شدم و گوشیمو زدم تو دیوار و هرچی دن دستم بود رو شکونم
داشتم دیوونه میشدم نشستم روی یه صندلی دستام و رو صورتم میکشیدم داشتم به ا.ت و مامانم فکر میکرد که اون هر شب داره زجر میکشه اما من دارم خیلی اروم زندگی خودمو میکنم
یکم که اروم شدم اطراف رو جمع و جور کردم و یه نگاه به گوشیم کردم اینقدر عصبی بودم که وقتی گوشیمو پرت کردم یه جوری شکست انگار تریلی از روش رد شده خیلی بد جور شکسته منم گوشیمو گذاشتم تو سطل زباله و رفتم سمت اتاقم تا اماده بشم برم گوشی بخرم
پایان ویو کوک
فردا....
ویو ته
امروز به امید اینکه ا.ت رو ببینم خیلی خوشحال رفتم دست و صورتمو شستم و یونیفرم مدرسمو (عکسشو میزارم) پوشیدم و رفتم تو کلاس ا.ت همیشه قبل من میومد اما الان تو کلاس نبود وسایلشم نبودن
از یکی از دخترا که رفیق ا.ت بود پرسیدم میاد اما گفت که نمیاد یکم بهم ریختم
بعد مدرسه داشتم میرفتم خونه که تو راه........
خماری
خماری
خماری
خماری
هاهاهاهاهاهاها
شرط پارت بعدی:3 لایک🫡✨️
ویو ا.ت
بعد از اینکه کوک گوشی پرت کرد گوشیمو و البته خودمو پرت کردن رو تخت و شروع کردم به گریه کردن در حدی گربه کردم که خابم برد.
پایان ویو ا.ت
ویو کوک
وقتی صورت ا.ت رو اون طور زخمی دیدم بهم ریختم و عصبی شدم که کی جرعت کرده بهش دست بزنه و سرش داد زدم..
وقتی فهمیدم اون عوضی زده (بابای ا.ت رو میگه)خیلی بیشتر عصبی شدم و گوشیمو زدم تو دیوار و هرچی دن دستم بود رو شکونم
داشتم دیوونه میشدم نشستم روی یه صندلی دستام و رو صورتم میکشیدم داشتم به ا.ت و مامانم فکر میکرد که اون هر شب داره زجر میکشه اما من دارم خیلی اروم زندگی خودمو میکنم
یکم که اروم شدم اطراف رو جمع و جور کردم و یه نگاه به گوشیم کردم اینقدر عصبی بودم که وقتی گوشیمو پرت کردم یه جوری شکست انگار تریلی از روش رد شده خیلی بد جور شکسته منم گوشیمو گذاشتم تو سطل زباله و رفتم سمت اتاقم تا اماده بشم برم گوشی بخرم
پایان ویو کوک
فردا....
ویو ته
امروز به امید اینکه ا.ت رو ببینم خیلی خوشحال رفتم دست و صورتمو شستم و یونیفرم مدرسمو (عکسشو میزارم) پوشیدم و رفتم تو کلاس ا.ت همیشه قبل من میومد اما الان تو کلاس نبود وسایلشم نبودن
از یکی از دخترا که رفیق ا.ت بود پرسیدم میاد اما گفت که نمیاد یکم بهم ریختم
بعد مدرسه داشتم میرفتم خونه که تو راه........
خماری
خماری
خماری
خماری
هاهاهاهاهاهاها
شرط پارت بعدی:3 لایک🫡✨️
- ۳.۵k
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط