گاه با عطر شقایق ...

گاه با عطر شقایق ...
گاه با رقص کبوتر ...
گاه با چهچهه ی بلبل عاشق ،
می توان یاد تو کرد ...
شعرکی گفت ...
و در آن شعر ، دگر بار ، تو را خواند ..
صدا زد نامت ...
و به ناگه ، همان عطر دل انگیز بهاری
از پی نام تو بر می خیزد ... اینم چشم من و....
دیدگاه ها (۱)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

Otagh baghli Part 59«ویو جونگکوک »جونگکوک : باشه تهیونگ گفتم...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

فرشته های من اومدم خودمو معرفی کنم... اگه نخونی قهرم.. ببینی...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط