شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
دیدگاه ها (۶)

تو هم دل کندی از عشقم تو هم رفتی یه جا دیگه یه دنیا فاصله د...

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها تقل...

ســــخـــت اســـت وقتـــي از شـــدت بـــغـــض گـــلـــو درد ...

فرقی ندارد سقفی بالای سرم باشد یا نه وقتی چهار دیواری دستانت...

From Hatred to My Love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط