آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم

آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم

پیراهنم پیراهنت را دوست دارد...!
دیدگاه ها (۱۴)

چون موج سپاهی که از اقبال بد خویشقبل از عملیات به یکباره کمی...

مثل بیدی که مومن باد است،قصه ی قبله را نمیدانمهر طرف خواه خا...

هر بار پرواز کردم، همراه نگاه تو... تا مرز جنوبی که مجبور بو...

گفت و گو های شبانه با کودک درونمن: چرا امشب ساکتی ؟ اون : دا...

امشب آهستہ بہ خوابم بیانوازشم ڪن مچالہ میشوم در تو عشق از ت...

💖🕊از تـــــو همـه چيزت را دوسـت دارمتا دكمه هاے پيراهنت حتـی...

سلام من لیام رولم رزی و دوست ندارم هیت ببینم بیا اینم چنلم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط