جمعه شد اما نمیدانم که دلدارم کجاست

جمعه شد اما نمیدانم که دلدارم کجاست!
من خریدارش شدم زنبیل ِبازارم کجاست؟

دسته گل هایی برایش چیده ام از باغمان
باغبان با من بگو ماه شب ِ تارم کجاست؟

جای ِ ماه آسمان عکس از نگاهش می کشم
هرچه میگردم نمیدانم که پرگارم کجاست؟

خط بخط حرف دلم راچیده ام بر روی هم
بامن ای مادربگو دفتر وَ خودکارم کجاست؟

می روم در کُنجِ ایوان دیده بر راهش نهم
شاید آرامم کند فندک وَ سیگارم کجاست؟

نذر ِ دیدارش فراوان روزه ها دارم به دل
ربنا سر داده شد خرمایِ افطارم کجاست؟

گشته ام انگشت نمای مردو زن پیروجوان
از کجا فهمیده اند ایراد ِ رفتارم کجاست؟

ای خدا مُردم ز دوری عصرجمعه سررسید
خواهشا با من بگو آن یار دلدارکجاست؟
دیدگاه ها (۵)

: اشکهایت را غلاف کن..برای چه کسانی اشک میریزی ؟؟؟!!!!بیاد چ...

من زمستانم،بهارانم تمامش مال توبغض ابرم،فصل بارانم تمامش مال...

تلنگر میزند امشب . . . کسی بر سقف این خانه ...

بغلـــــم کـــــن!!!میبینـی مـادر...دیگر; هیچی ... غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط