ﻫﺮﺷﺐ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺍﻣﯿﺪ ﻭﺍﻫﯽ
ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﺩﻭﺭﯾﺖ ﻣﯿﺮﻭﻡ
ﺍﻣﺎ ...
ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻣﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪﻩ
ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ ﻟﺸﮑﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ
ﻋﺎﺟﺰﺍﻧﻪ
ﯾﮑﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ
ﺑﺮ ﺷﻮﺭﻩ ﺯﺍﺭ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺟﺎﻥ ﻣﯿﺴﭙﺎﺭﻧﺪ ...
ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯿﺖ
ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺍﺯﺗﺮ
ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ...
دیدگاه ها (۲)

دکترشریعتی می گوید:'ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺷـــــﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﻢ!!ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺨـ...

بنام خالق زیبایی ﺑﺎورﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧﺪاﯾﻢ .... ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺷﻨﯿﺪم ﭘﺴﺮ ﻫ...

تولدش دیروز بود، اما تبریک نگم بهش دلم آروم نمیگیره، تولدددش...

که مپرس....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط