30 Part

30 Part
جونگ کوک: قبول اما اینجا نه.
ا/ت: کجا؟
جونگ کوک: لیا؟ گوشیم رو برام بیار.
...
لیا: بیا.
از توی نقشه بهم جاش رو نشون داد.
ا/ت: درسته ولی این چه به درد من میخوره.
جونگ کوک: مگه ماشینت رو دم در پارک نکردی؟ نمیخوای که همینجا رهاش کنی. اگه الان راه بیوفتیم، شب میرسیم اونجا.
ولی عجب دقتی داره
ا/ت: آهان
جونگ کوک: تو میتونی بری سوار ماشین بشی. منم زیاد طول نمیکشه تا آماده بشم.
همون زنی که در رو برام باز کرده بود، با ناز و ادا نزدیک جونگ کوک شد.
زن: این چی میگه جونگ کوک؟ اصلا تو کی هستی؟
ات: اممم...
جونگ کوک: لیا میشه دو دقیقه خفه شی؟
لیا: اخلاق صگیت رو اصلاح کن. اصلا با این وضع کی زنت میشه آخه!
جونگ کوک: ا/ت تو برو.
ا/ت: فعلا
از خونه رفتم بیرون. دایون توی ماشین، مشغول ناخوناش بود. دوست دارم بدونم بی خیالیش به کی رفته. کی تو این وضعیت میشینه به ناخوناش لاک میزنه. 😑
دایون: چیشد؟ چقدر دیر کردی.
ا/ت: توعم که چقدر نگران بودییی.
دایون: برای پوستم بده میفهمی؟
ا/ت: وات دا فاکک
دایون: خب نگفتی که چیشد؟
ا/ت: قبول کرد فقط اینجا نمیمونیم. میریم یه جای دیگه.
دایون: باشه. من یکم چرت میزنم. یه بستنی وسط راهم بگیر برام. راستی آینه داری؟ باید یه بار دیگه میکاپم رو درست کنم.
ا/ت: 😑😑
دایون: باشه بابا برام قیافه نگیر.
ا/ت: یعنی واقعا ( فوش های سانسور شده 🔞)
...
لایک
♥️
دیدگاه ها (۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط